برچسب:
نویسنده: آتنا اسدی
دیروز صبح جایی کار داشتم و باید مسافتی رو پیاده می رفتم آقایی رو دیدم که هر دو پاش شکسته بود و گچ گرفته بودن، دو نفر از چپ و راست بلندش کرده بودن و فاصله تا ماشین رو حملش می کردن، یهو یادم افتاد که همین راه رفتن خودش چه نعمت بزرگیه...
+ چهارشنبه دوازدهم مهر ۱۳۹۶| |مهران| |
برچسب:
نویسنده: آتنا اسدی
برچسب:
نویسنده: آتنا اسدی